
شَبگَردِ کوچههای، کوفه شده سَفیرِت نقشه برات کشیدن، تا که کُنَن دَستگیرِت کاشکی نَیُفته آقا، به این ورا مَسیرِت (مَسیرِتو برگردون، نیا اینجا، برو سَمتِ مدینه مَسیرِتو برگردون، نیا اینجا، تورو جون سَکینه)۲ اینجا همش حرف از جنگه اینا دلاشون از سنگه قلبی که دارن صد رنگه (کوفه نیا حُسِین جان، کوفه وَفا نداره کوفی بی مُروَّت، شَرم و حَیا نداره)۲ (کاش بودی و میدیدی، اینجا چِقَدر غریبم با نامههاشون اینها، دادن منو فَریبَم با هر حُسِین حُسِینَم، سنگی شده نَصیبَم)۲ (امیدی به سبزیِ بهارِ این دیارِ غم ندارم واسه همینه دارم سرمو رو دیوارِ غم میزارم)۲ (تو کوچه ها سرگردونم به یادِ تو من گریونم روضه واسه تو میخونم)۲ (کوفه نیا حُسِین جان، کوفه وَفا نداره کوفی بی مُروَّت شَرم و حَیا نداره)۲ اِرث از مدینه دارم، این کوچه گَردیّامو نیستی کنارم اما، کاش میشنیدی صدامو با روسیاهی میدم، این آخرین سَلامو (سلاممو میدم با لبی خشکیده و قلبی پُر از خون بیا و حَذَر کن تا نَشه چشمای گُلات خیسِ بارون)۲ (اینجا صُحبَت از خَلخاله واسه سَرِ تو جَنجاله آخر مَسیر گوداله)۲ کوفه نیا حُسِین جان، کوفه وَفا نداره کوفی بی مُروَّت، شَرم و حَیا نداره