
روی دارُالعمارهم، از چشام اشک میبارم سرمو روی خاک غمِ غربت میذارم برگرد نیا کوفه اینا برای کُشتنِ شما نقشه کشیدن برگرد نیا کوفه اینا تموم پردههای حُرمتو دریدن برگرد نیا کوفه اینجا بازار نیزهها و شمشیرا شلوغه برگرد نیا کوفه تموم حرفایی که بهت زدن آقا دروغه اگه میخوای بیای ولی اهل و عیالتو نیار شرمندهتم اینو میگم، معجر اضافه هم بیار (کوفه نیا، کوفه نیا)... **** کوفیا اهل دردن، درسته که نامردن تو کوچهها آوارهم، ببین با من چه کردن برگرد نیا کوفه اینا میخوان علمدار تو رو ازت بگیرن برگرد نیا کوفه اگه بیای تموم بچههای تو اسیرن برگرد نیا کوفه اینا بغض بابات علی رو توی سینه دارن برگرد نیا کوفه اینا انگاری از بابات علی کینه دارن اگه میخوای بیای بیا رقیه رو نیار حسین اینجا بهت آب نمیدن با خودت آب بیار حسین (کوفه نیا، کوفه نیا)... **** بشکنه دستِ من که نامه نوشتم آقا گفتم بیا ولیکن میگم نیایی حالا برگرد نیا کوفه اگه بیای به اهل بیتِ تو میشه جسارت برگرد نیا کوفه اگه بیای تموم بچههات میرن اسارت برگرد نیا کوفه تنور نونِ خونههاشون اینجا خیلی داغه برگرد نیا کوفه تنت به زیر سُم مَرکبا میره به غارت اگه میخوای بیای ولی یه پیرهنِ کهنه بیار تو رو به جون زینبت علیِاصغرو نیار (کوفه نیا، کوفه نیا)...