
محرم و تجربهی ،حس و حالِ نوکری رو سینهها باز میخوره، مُهرِ مدالِ نوکری شروعِ ماهِ غم برا ،همه امام حسینیا یه جورایی میشه بگی، شروعِ سالِ نوکری دل از تَبِ عشقِ تو دیگه خواب ندارم شوریده سَر است از غم تو تاب ندارم آن دَم که دلم دل بِگوشُدی به خداوند میلِ نظر اَندر رُخِ مهتاب ندارم نورِ اَزل اباعبدالله شورِ غزل اباعبدالله در اهتزاز در آمد علمت نقشِ کوتَل اباعبدالله