نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مادر شدم به تو شبیه شبیه تو، پای هردو چشمم شده مثل ضریح دیدم رُخت رو تو دِیرِ راهب با مادر مسیح شدم به تو شبیه مادر تموم این سفر آتیش سیلی، منزل به منزل میمونه شعلهور جسمم رو سرنیزهها میبوسن بهجای میخِ دَر شدم شکستهپَر شبیه شمام، زیادِ زیاد نوهی شما، فقط و فقط باباشو میخواد سلام مادر، سلام ای نامتون دوام عمّه همش واسه التیام از شما میگه برام میگه شمام تازیونه خوردی بهخاطر امام از دست خاصّ و عام تا شام، تو راه علیالدوام وقتی پاهام خسته میشه، یاد حکایت شمام شمام به بابام بگو، دعاهام همینه یککلام میخوام باهاش بیام میخوام بگیرم انتقام میخوام صدام باشه مثل زهرا، شمشیر بینیام میخوام خودم از خجالتً شام بیحیا درآم با تیغ گریههام میخوام اشکام کنن قیام برای اون معجرا که سوختن تو آتیش خیام برای اون دخترا که مردن میون ازدحام تو مجلس حرام بهخاطر آب، برای رباب فاطمه میشم، دیگه چشم ظلم نمیره به خواب رسید وقت ظهور حق خرابه میخونه قل اعوذ بربّ الفلق عمّه دارم مادرو میبینم کنار این طَبق خورشیدِ در شفق رسید، اوضاع من رو دید قلبم برا بار آخر از شوق دیدنش تپید تا آخرین قطرههای اشکم با مادرم چکید مادر منو خرید حاجتم رو داد دستای کریم فاطمه خرید دونهدونهی اشکای یتیم با پای پرُ ورمم دردسر حرمم همه میگن خیلی شبیه مادرمم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد