نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نیزه را سرور من، بستر راهت کردی شام را غُلغُلهی، صبح قیامت کردی... از لب خشک تو، آن روز شکایت میکرد خاتمی را که در انگشت شهادت کردی اکبر و قاسم و عباس کجایند، کجا عشق، کی این همه را بردی و غارت کردی ؟ چیست در تو؟ همه امروز تو را میبینند ای سر بی سر سرور، چه قیامت کردی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد