نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو آسمون عشقت منم يکی ستاره کاشکي بغل بگيري رقيهات رو دوباره خدا کنه خرابه بياي شفا بگيرم بزار بگم بدوني بياي نياي ميميرم يه گوشهی خرابه سر روي خاک گذاشتم براي ناله کردن حتي رمق نداشتم حسین..... هر طرفي چرخيدم بره يه جوري خوابم زخمها دهن وا ميکرد جاشون ميکرد کبابم نه تيري و نه سنگه مردم کوفه و شام ميکُشه آخر من رو غم فراق بابام گرچه من رو ميزدند هميشه تازيونه به نيزه ميرسيدم همش با اين بهونه تو اين خزون گلچين تو از تبار ياسي فکر نکنم بابا جون رقيهات رو بشناسي غمي ندارم بابا از اين لباس پاره ولي ميميره مادر بدون گاهواره تا که رباب رو میبینم حال و روز خرابش شبها دعا میخونم علی نیاد به خوابش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد