
مادرم چند وقتی میشه شبا گریه میکنه روضه میگیره تو خونه نذر رقیه میکنه هِی به من و برادرم میگه منو ای کاش پسرم ببَری یه چند روز به حرم میترسم که مادر من زمینگیر شه آروم آروم دیگه پیر شه بمیره کربلاش دیر شه گرفتارم گره افتاده تو کارم من با مردم چیکار دارم آخه آقا تو رو دارم آه ننه اُمُّالبنین دست خالیمو ببین...