
کسی نگفت یه دختره سه ساله چقدر مگه تحملش زیاده کسی نگفت که دختر امام رو نمیکِشن با پاهای پیاده خدا شاهده اگه عمّه نبود میمُردم هر کی از راه میرسید ازش کتک میخوردم آخه عروسکام رو بردن النگوهام رو بردن جلو چشای عمّه سر بابام رو بردن (بابا، بابا) 4 تاولهای پام رو یه شب شمردم بابا نگم برات چقدر زیاده یکی نگفت که دختر امام رو نمیکِشن با پاهای پیاده به هیچ کسی نگفتم اما به خدا بد میزد خودت که دیدی بابا از رو نیزهها بد میزد شکسته استخونم، همه تنم کبود موهام که سوخته واسه محلّهی یهود خدا شاهده اگه عمّه نبود میمُردم هر کی از راه میرسید ازش کتک میخوردم کجا بودی شبا که تب میکردم برام غذا صدقه میآوردن دست و پاهام که دیگه جون نداره گرسنه ما رو تو خرابه بردن تو مجلس شراب با چوب تو رو زدن، دق کردم همین که قرآن خوندی برا تو هقهق کردم حالا که پیشمی پس من رو ببر که خستهام سرت رو دامن من، منم چشام رو بستم خدا شاهده اگه عمّه نبود میمُردم هر کی از راه میرسید ازش کتک میخوردم آخه عروسکام رو بردن النگوهام رو بردن جلو چشای عمّه سر بابام رو بردن (بابا، بابا) 4