نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

موقع دفنته ، عمه داره جون میده ... شونه ی زخمیتو ، توی قبر تکون میده ... اسمعی افهمی یا رقیه بنت الحسین ... درسته قبر تاریکه ، نترس عمه میاد بابات ... دیگه زجرو نمی بینی ، دیگه کم نمیشه موهات ... امانت برادر من ، خجالت من از باباته ... گفت چرا بهم نگفتی عمه ، هنوز یه چندتا خار تو پاته ... ای وای ، ای وای ... ***** دنبال تابوتت هی خودم رو کشوندمو ... من چطوری نماز به پیکر تو خوندمو ... اللهم إنا لا نعلم منه الا خیرا ... نه تنها ما که دشمن هم به جز خوبی ندید از تو ... چه جور خاک روت بریزم من ، مگه میشه برید از تو ... می نویسم رو خاک قبرت ، این مزار یه بی گناهه ... اون دختری که گریه کرد و تموم پیکرش سیاهه ... ای وای ، ای وای ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد