شلوغ بود، دل آسمون گرفته بود و بی فروغ بود

شلوغ بود، دل آسمون گرفته بود و بی فروغ بود

[ امین شادکام ]
حسین واویلا...

شلوغ بود، دل آسمون گرفته بود و بی فروغ بود
کاشکی روضه‌های قتلگاهِ تو دروغ بود،شلوغ بود

غروب بود، یک نفس صدای یا مُقَلِبَ القُلوب بود
بعدِ تیر و نیزه تازه وقتِ سنگ و چوب بود، غروب بود 

(غریب بود، جای نعلِ تازه روی صورتش عجیب بود)۲
زیر چکمه‌های قاتلی که نانجیب بود،غریب بود
  
(غبار بود، مادرش گوشه‌ی قتلگاه بی‌قرار بود)۲
خواهرش پیاده بود و دشمنش سوار بود، غبار بود 

پیکرت یه روز مانده بر زمین رها، حسینِ من
اَلسَلامُ عَلیٰ غَسیلُ بِالدَما، حسینِ من
اَلسَلامُ عَلیٰ ذَبیحِ بِالقَفا، حسینِ من

(عمیق بود، جای ضربه‌های نیزه رو تَنِش عمیق بود)۲
ساربان رسید و فکرِ بُردَنِ عقیق بود،عقیق بود

عذاب بود، تشنه کُشتَنِش ولی بین دو نهر آب بود
خنده‌های حَرمَله به گریه‌ی رباب بود

کبود بود، مثل مادرش تمام صورتش کبود بود
سَیِدَ الغریب، سَیِدَ المظلوم، سَیِدَ الشهید، سَیِدَ الغریب 

وای حسین...
علی...

نظرات