نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شكر خدا كه لطف تو دست مرا گرفت مهرت میان این دل ویرانه جا گرفت امروز نه كه روز الست بربكم با تو دلم بهانه ی كرببلا گرفت ما فكر می كنیم هنر كرده ایم، نه روضه برای بی كسی تو خدا گرفت اعجاز می كند به خداوندی خدا صور غمت به سینه ی هر كس كه پا گرفت پس می توان ز دست غلام سیاه تو در روضه ها حواله ی كرببلا گرفت یاد تمام پیرغلامان به خیر باد سینه زدن به گریه ی آنان بها گرفت سر می زند به رسم وفا حضرت نگار گر هیئتی ز یاد شهیدان صفا گرفت امشب برای روز دهم گریه می كنم این روضه را چگونه توان بی صدا گرفت هنگام سر بریدن تو آسمان برید رفتی ز روی نیزه به بالا هوا گرفت از من سیاه تر به خدا نیست مانده ام چشمت چگونه راه من بی حیا گرفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد