نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(زیباترین ستارهی خلقت، رسیده است سجده کنید روح عبادت، رسیده است)۲ نور خدا چراغ هدایت، رسیده است باید قیام کرد، قیامت رسیده است امشب که مست میشوم از بوی کربلا فطرس ببر سلام مرا، سوی کربلا تاج سر ملائکهی آسمان، حسین تنها دلیل خلق زمین و زمان، حسین ذکر زمان سختی پیغمبران، حسین زهرا سپرده است بگوییم، جان حسین گفتم حسین، ولوله افتاد در جهان گفتم حسین، فاطمه با خنده گفت جان در مشکلات پشت و پناهم حسین شد بیراهه رفته بودم و، راهم حسین شد تنها دلیل گریه و آهم، حسین شد زهرا اجازه داد که شاهم، حسین شد فهمیدهایم طبق روایات معتبر از کشتی حسین، نباشد بزرگتر از کودکی حسین، مسیحای زینب است یعنی تمام لذت دنیای زینب است غیر از حسین کیست که همتای زینب است کنج دل حسین، فقط جای زینب است زینب همان که سیطره دارد به عالمین زینب نگو، بگو همهی هستی حسین ما تشنهایم، تشنهی باران کربلا ما سائلایم، سائل سلطان کربلا دل برده از ملائکه، ایوان کربلا دست تمام عالم و دامان کربلا (بی صبح کربلا، شب عالم سحر نداشت دنیا چه داشت؟ کرب و بلا را اگر نداشت)۲ افلاک، زیر سایهی گنبد طلای اوست جبریل، معتکف شده کربلای اوست دنیا و هر چه هست، درآن خاک پای اوست اصلا بهشت، گوشهی صحن و سرای توست عشق حسین، در دل ذرات عالم است دنیای بی حسین، یقیناً جهنم است از اشک روضه، چشم مگر سیر میشود؟ بی کربلا، زمانه زمینگیر میشود خوشبخت، آن که پای علم پیر میشود عالم به آب علقمه، تطهیر میشود امشب بساط گریه برایم، فراهم است باز این چه شورش است، که در خلق عالم است اگر در خاک آذربایجان، جانان اباالفضل است دلیل جان به اسم شهر زنجان، جان ابالفضل است ستون خیمهی کرب و بلا، در باد و در طوفان نمیافتد یقین، تا تکیهگاه آن اباالفضل است اذا الشمس است چشمانش، لبش در اصل والصبح است مراد از سورهی تکویر در قرآن، اباالفضل است نماز و روزه و اسلام خیلیهاست، یعنی که امام کربلا، بالقوه در ایران اباالفضل است رسیده چارم شعبان، پس از ارباب در واقع نخستین منتظر بر نیمهی شعبان، اباالفضل است بگو روز برادر، روز میلاد همامش را اباالفضلی در این عالم، برادرجان اباالفضل است اگر طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی گفتی بگو بعدش که پرچمدار این سامان، اباالفضل است برای آن کسی که، جان خود را میدهد با عشق نگو عباس، وقتی بهترین عنوان اباالفضل است برای مادر پیرم، به وقت روضهخوانیها بالام جان شد علی اکبر، سنه قربان اباالفضل است دلیل نمنم باران، علیاصغر اگر باشد یقین دارم دلیل شدت باران، اباالفضل است به دنيا آمدى تا مطلبى ديگر بياموزم من از رفتار تو الله را، اكبر بياموزم كلاس درس شد سجادهات،من روز ميلادت نشستم تا جهان را پاى اين منبر، بياموزم بريزم دور اين ناعلمهارا، منِ خود را بدون واسطه از ساقى كوثر، بياموزم سر شب در تَعَلُّم، سر به مهر كربلا بگذار سحر بردار سر از سجده، تا از سر بياموزم دعا در حق دشمن كردن و با دوست سر كردن مرام شيعه را در سطح بالاتر، بياموزم زبان تائبين وخائفين را پانزده گانه به هنگام دعا، از چهارمين حيدر بياموزم طريق روضه خواندن را، ز تو آموختم،اما طريق نوكرى را بايد از، قنبر بياموزم دعا را از ابوحمزه، مكارم را از اخلاقت تجافى جهان را، از همين منظر بياموزم هر آن چيزى كه ميبينم، دليلش كربلا باشد اگر چيزى میآموزم، به چشم تر بياموزم فرات مست را از چشم،تل را از سر شانه ته گودال را، از گودى حنجر بياموزم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد