نظرات
1 نظر ثبت شده

محمد طاها شعبانی کاربر
عالی
۱۳ بهمن ۱۴۰۳

زیباترین ستارهی خلقت، رسیده است سجده کنید روح عبادت، رسیده است نور خدا، چراغ هدایت، رسیده است باید قیام کرد، قیامت رسیده است امشب که مَست میشوم از بوی کربلا فُطرس ببَر سلام مرا، سوی کربلا تاجِ سرِ ملائکهی آسمان، حسین تنها دلیل خَلق زمین و زمان، حسین ذکر زمانِ سختیِ پیغمبران، حسین زهرا سپرده است بگوییم: جان حسین گفتم حسین، وِلوِله افتاد در جهان گفتم حسین، فاطمه با خنده گفت: جان در مشکلات پشت و پناهم حسین شد بیراهه رفته بودم و راهم حسین شد تنها دلیل گریه و آهم، حسین شد زهرا اجازه داد که شاهم، حسین شد فهمیدهایم طبق روایات معتبر از کِشتی حسین نباشد بزرگتر از کودکی، حسین، مسیحای زینب است یعنی تمامِ لذتِ دنیای زینب است غیر از حسین، کیست که همتای زینب است؟ کُنجِ دلِ حسین، فقط جای زینب است زینب همان که سِیطَره دارد به عالَمِین زینب نگو، بگو همهی هستیِ حسین ما تشنهایم، تشنهی باران کربلا ما سائلیم، سائل سلطان کربلا دل بُرده از ملائکه، ایوان کربلا دستِ تمام عالَم و دامان کربلا بی صبحِ کربلا، شب عالَم سحر نداشت دنیا چه داشت کربوبلا را اگر نداشت؟ افلاک، زیرِ سایهی گنبدطلای اوست جبریل، معتکفشدهی کربلای اوست دنیا و هر چه هست در آن، خاکِ پای اوست اصلاً بهشت، گوشهی صحن و سرای اوست عشقِ حسین، در دل ذرّات عالَم است دنیای بیحسین، شبیهِ جهنّم است
1 نظر ثبت شده

عالی