
زينب، نفساي آخرم زينب، بيا دم بسترم زينب، بيا با هم بگيريم روضه ی مادرم *** چه غمي داره صدامون، شب تلخ گريههامون به هواي فاطميه، زده تو مدينه بارون تنها، غريبيِ حاصلم ياد، كوچه شده قاتلم زينب، گوشواره ی شكسته ش، ميسوزونه دلم *** منو تو چادر خاكيش، با غم و غصه كفن كن دم قبر بي نشونش، تو مدينه ياد من كن بوده، تو شب مصيبتم اشكه، تو روضهها قسمتم زينب، خونمه قتلگاه و سند غربتم *** يه روز خوش تو مدينه، به خدا قسم نديدم همه جا مسجد و كوچه سبّ حيدرو شنيدم آهم، با بيكسي آشناست اشكم، به خاطر غصههاست زينب، اگه خودم مدينه م دلم تو كربلاست *** ميبينم يه روز مياد تو، بيحسين اسير دردي با لباس غرق خونش، به مدينه بر ميگردي