وای من
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن32
بازدید7.8K
وایِ من داری تنهام میذاری زهرای من داری آب میشی پیش چشمای من داری از دستم میری، دنیای من زوده واسه تو، پیری از علی مگه سیری؟ تنهایی آخه کجا میری؟ وقتی که نمیخندی چشماتو که میبندی راه نفسامو میگیری نرو، میکشی حیدرو وای من جوونیتو ریختی زهرا پای من بین دیوار و در موندی جای من تو بری میخندن به اشکای من حال تو پریشونه اینجوری نمیمونه خوب بشی میریم از این خونه درد ورم بازوت درد سینه و پهلوت درد من و بچهها بود باید عوض کنم درو نرو، میکشی حیدرو عشق من چرا هر شب تو خواب گریونه حسن؟ شنیدم دادی دست زینب کفن واسه کی با گریه دوختی پیراهن؟ فکر تن عریانی فکر لب عطشانی فکر عقیل سلیمانی فکر گوش و گوشواره فکر تن صد پاره فکر پارههای قرآن ببین، حسین تشنه رو نرو، میکشی حیدرو