رحمت واسعه بغل وا کن تا غریبه به آشنا برسد ما ز دست فراغ خسته شدیم یک نفر هم به داد ما برسد دست مارا بگیر بلکه این چله پای ماهم به کربلا برسد لحظهی احتضار منتظریم قدمت روی چشمها برسد زخمهای تو تشنهی اشکند گریه کردم به تو دوا برسد همه شبهای جمعه منتظرند به حرم صاحب عزا برسد ذکر میگفتی و سنان نگذاشت تا به گوش همه صدا برسد نانِ خود را نخورد خواهرتو تا به طفلان تو غذا برسد با خودش میبرد مرا حتماً پدر امشب اگر خرابه رسد فطرس از قصد در عذاب افتاد قصدش این بود به شما برسد به نوا میرسانیاش قطعاً بینوا گر به نینوا برسد تا حسینی شدن بسی راه است میوهی کال مانده تا برسد