
شبیه بغض نوزادی که ساعتهاست میگرید پر از حرفم کسی اما زبانم را نمیفهمد قرنها بعد اگر قبر مرا نبش کنند کفنی نیست تنی نیست ولی بوی تو هست چه شد در من؟ نمیدانم فقط دیدم پریشانم فقط یک لحظه فهمیدم که خیلی دوستت دارم اگر چه دوست دارم ولی از شهر ما رد شو هوای شهر ما تلخست به هوای حرم کربوبلا محتاجم اینجا آخر دنیاست حسین جان وااای حسین وااای