
دل شب، ز زینب، جدا و دوری ای مادر بمیرم، برایت، كه در تنوری ای مادر یا بُنَیَّ، مُردَم از این بی تابی چون هنوزم، تشنه ی قدری آبی روی خاكستر خوابی حسین، غریب مادر 3 سرِ تو، به كوفه، تنت به صحرا افتاده برایِ، اسارت، حریم تو شد آماده گاهی امشب، به كنار طفلانم گه به پیشِ، تو ام و نوحه خوانم تا سحر سرگردانم حسین، غریب مادر 3 چه می شد، كه آخر، كمی مجالت می دادند سرت بود، به پایم، همه به جانت افتادند وحشیانه، بدنت را آزردند مثل كفتار، جسدت را می خوردند پیرُهن را هم بردند حسین، غریب مادر 3