
داره بازم صدای گریهی بارون میرسه صابخونه درا رو وا کن، داره مهمون میرسه اومدم تا دستای خالیم و بالا بگیرم اومدم با نیت دیدنت احیا بگیرم دلم آشوبه، اسیر بغض ممتدم نکن اولین شب از شبای قدره، پس ردم نکن شب قدره اومدم، بگم چقدر پشیمونم شب قدره میدونم، که قدرت و نمیدونم شب قدره اومدم، بگم چقدر دوست دارم تا کی از غصهی دوری تو باید ببارم این شبا، خیلی هوای یاس و نرگس میکنم بیشتر از همیشه، جای خالیت و حس میکنم وقتی دونه دونه اشکام روی گونهم میریزه نگاهت، بار گناه و از رو شونم میریزه امیدم تو این شبا به ببخشش تو بیشتره اگه تو نگذری از من، خدا هم نمیگذره خیلیا سال گذشته با تو هم قسم شدن با یه گوشهی نگات، مدافع حرم شدن کاشکی امسال، به منم از اون نگاها بکنی کاش در باغ شهادت و برام وا بکنی آقاجون به جون اون قبلهی حاجات قسم آقا جون به عمهی کوچیکهی سادات قسم به همون دستای کوچیک که گره وا میکنه به همون سه سالهای که کار زهرا میکنه قسمت میدم به گریههای نیمهی شبش به کبودیای رو صورت عمه زینبش به باباییت بگو کارمو خانوم سه ساله