نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قاصدکی خبر داد که موقع وصاله خلوت عبد و خالق یه لحظهی زلاله چه معراجی چه میقاتی چه اوقات خوشی دارم چقدر آرومم من وقتی که سر رو مُهر میذارم به روی خشکزار دل شبیه ابر میبارم جوونه میده دلم وضو که میگیرم از هر چیزی جز عشق تو زندگی سیرم قبوله رو خاکِ حسین نمازِ عاشق رسیده این سفارش از امام صادق تو آسمون میگشتم یه شب میون ابرا دیدم زمین تاریکه داره میسوزه دنیا دیدم خورشید خاموشه دیدم ماهو که دلگیره دیدم هیچ کس حواسش نیست که دنیا داره میمیره من اونجا تازه فهمیدم بشر در حال تغییره ولی تو این دنیا بهم عنایت شد تموم امیدم به خاکِ تربت شد یه عمریه که دستم تو دستای بابامه میگفت که روضه رفتن، وصیّت امامه میگفت: وقتی میری هیئت عزیز قلب زهرایی میگفت: هر جا میری برگرد تو اهل خاک این جایی اگه اهل حسین باشی عصای دست بابایی برا حسین مُردن شروع زندگیه نماز و سینهزنی نماد بندگیه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد