
حیدر چه گوهری دارد کرّار دیگری دارد باید نوشت زینب و بعدش یار را در خانه حدس میزند او کار و زار را او میشمرد حرکت شمشیرِ یار را چون خوانده بود ذهن دَم ذوالفقار را سبحانالله، عقیلهی کرّاره چوب از زمین برداره نظر بهش بندازه تو دستش ذوالفقاره شمشیر بُرّانه، توی خطبهش طوفانه ضربان ایمانه، واللهه نبض حسین جانه تو کلامش قرآنه، میره منبر جانانه علی مولا علی مولا علی مولا علی مولا... علی مولا، علی مولا علی مولا حیدر علی مولا... شیرزنه بنیهاشم ،یا زینب... أنا صلاةُ المومن شرط قبولیِ نماز، راز و نیاز، مولا علی، مولا علی گفت خدا بر پیغمبر اعتبارت از حیدره، اون که سره، مولا علی، مولا علی کلّ این زمین و زمان و این عوالم به ید قدرت بوتراب اصلاً خلائق ندارند حتی انبیاء نظیر غیرتِ بوتراب یه عالم شده مست، از انگور نجف میگیره نورشو خورشید از نورِ نجف ملائک همگی زائر علی و شدند جیرهخور شاه پُرشور نجف اسدالله علی، علی ولیالله علی اسدالله علی، علی بابالله علی اسدالله علی، علی اُذُنُالله علی