برگ سبز باغ هستی زینب است
مازیار طاولیپسندیدن5
بازدید4.2K
رنگ سبز باغِ هستی زینب است رنگ سرخ حقپرستی زینب است عارفان را نقش خاتم زینب است عمّهی ساداتِ عالَم زینب است ملجأ اهل حرم تا ظهر گر عباس بود شب نگهبان در کنار نهر علقم، زینب است منزوی دیگر نزن بیهوده لاف عاشقی این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است مدد زینب مدد زینب مدد زینب... مدد زینب خانوم مدد زینب... فرموده تو اوج مصیبت، ما رأیت الّا جمیلا جوری بین مردم تشر زد، ابن مرجانه شد ذلیلا چادرش روزیِ عالَمو مرتب داده چقده خدا بهش مقام و منسب داده از طنین خطبههاش یه عده فهمیدن که ابوفاضل عَلمو به دست زینب داده خواهرِ اباالفضل، همسفر اباالفضل میگیره همش زیر بال و پَر اباالفضل یاورِ اباالفضل، سایهسر اباالفضل یهتنه زینبه کل لشکرِ اباالفضل عمّه جان یا زینب... در ظاهر زن اما یه مَرده رو منبر مشغول نبرده جوری خطبه میخونه زینب کوفه و شامو قبضه کرده هر کی با حسینه با عقیله بیعت کرده کسی که عِلمشو صرف این جماعت کرده پیرمردا وسط همهمهشون میگفتند مثل اینکه فاتح خیبره، رجعت کرده کوثرِ عقیله، یه گوهره عقیله واسهی رقیه مثل سپره عقیله رهبره عقیله، دلاوره عقیله چقدر صداش شبیه حیدره عقیله علی مولا علی مولا...