
بی سر و سامانم و خیلی پریشانم حسین غرق در عصیانم و خیلی پشیمانم حسین سفرهی دل را همیشه پیش تو وا میکنم مونس تنهاییام، گرمی مژگانم حسین با همه آلودگیام دوستت دارم حسین دوست داری نوکرت را، خوب میدانم حسین جان من این چند قطره اشک را از من نگیر چون که با این اشکها لبریز ایمانم حسین خوش به حال نوکری که پیر این درگاه شد در حرم یا بین روضهها بمیرانم حسین نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم کربلایم را بده، دیگر مرنجانم حسین وقت هر درد و غمی فرمود: “فَابک لِلحسین” روضهی روز و شب شاه خراسانم حسین دست و پا کمتر بزن، خواهر فدای پیکرت ای غریب مادرم، گیسو پریشانم، حسین پنجهی گرگی به جان زلف تو افتاده است تو ته گودال و من پاره گریبانم حسین یک طرف آتش گرفته روسری دختران یک طرف آتش گرفته صحن دامانم حسین ***