نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای پسر اوّل شیر خدا ای به حسینبنعلی مقتدا کلّ محمّد و تمام علی! بر قدوبالات سلام علی تمامقد آینهی کبریا مدال دوش خاتمالانبیاء تجسّم جمال سرّ و علن کریم آلفاطمه؛ یاحسن چشم خدا، محو تماشای تو أرض و سماء، غرق تجلّای تو طلعت زیبات، حسن در حسن بلکه سراپات حسن در حسن روی تو، تفسیر تبارک شده ماه صیام از تو مبارک شده ماه خدا عاشق شبهای تو روزه گشودهست ز لبهای تو مدح تو شد زینت لوح و قلم بین امامان به کرامت علم مظهر حُسن ذوالجلالی، حسن! چهارده آیینه، جمالی حسن ماه سر شانهی پیغمبری مصحف روی سینهی حیدری مدح تو، وحی خالق سرمد است خواندن آن به عهدهی احمد است جود و کرم، هماره پابست توست دست کرامت خدا، دست توست دانش کل، قطرهای از علم تو خصم، خجالتزدهی حلم تو سلام بر دست یداللّهیات به ذوالفقار اسداللّهیات خلق و مرامت، همه پیغمبری بازوی خیبرشکنت، حیدری سکوت تو رمز پیام حسین صلح تو منشور قیام حسین از طرف داور جانآفرین بر تو و استقامتت آفرین صبر تو سنگی شد و آمد فرود بر سر خصم ای به سکوتت درود سلام بر تیغ شرربار تو جنگ جمل، شاهد پیکار تو دست تو، دست علی مرتضاست اشارهی چشم تو خیبرگشاست چو ذوالفقار از کمر برآری کم از علیمرتضی نداری تو در شجاعت پدری، یاحسن او حسن و تو حیدری، یاحسن تو و علی، دو بازوی خدایید همدم و همسنگر و همصدایید علی، تو؛ زهرا، تو؛ پیمبر، تویی وارث ذوالفقار حیدر، تویی فاتح پیکار جمل کیست؟ تو حیدر کرّار جمل کیست؟ تو فتنه چو با تیغ تو شد روبهرو خورد زمین با شتر سرخمو طریق فتح را تو طی کردهای ناقهی فتنه را تو پی کردهای عجب ندارم ای علی را سلیل تیغ به دست تو دهد جبرییل روا بود به وصف تو، یاحسن ندای لافتی إلّا حسن ای که بقیع دل ما قبر توست شجاعت برتر تو، صبر توست تو پسر اَصبر صابرینی تو آسمان وحی در زمینی تو شهریار دستبسته دیدی تو گوشوارهی شکسته دیدی تو وارث غریبی حیدری تو شاهد شهادت مادری تو شاهد قتل برادر شدی به کودکی، عصای مادر شدی ای دل شب نهان ز چشم همه مُشیّع جنازهی فاطمه! با چه گنه، حقّ تو غصب کردند؟ خصم تورا جای تو نصب کردند ای همه شب، خون جگر قوت تو تیر کجا و تن و تابوت تو ای به تو دائم شده آزارها جور زمان، کشته تورا بارها بعد نبی، دست عدو باز شد قتل تو از کودکی آغاز شد هر شب و هر روز چه شد با دلت؟ بعد همه، یار تو شد قاتلت به گریهی زینبکبری قسم به چادر خاکی زهرا قسم بار دگر هم کرم آغاز کن در بهروی میثم خود باز کن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد