
بهشت یاس حسین گل ریاض حسن چگـونــه پیــراهنت زره شـده بـه بــدن؟ ای بـه جـای اکبرم در غریبـی یـاورم "قاسمم اي قاسمم" *** چه میشود که مرا پدر صدا بزنی؟ به پیش دیده ی من تو دست و پا بزنی؟ جان زینب جان من با عمو حرفی بزن "قاسمم اي قاسمم" *** کنار کشتۀ تو من از حسن خجلم صدای العطشت شـرر زده بـه دلم قـاسمم! تـا زنـدهام از لبت شرمندهام "قاسمم اي قاسمم" *** تو را چو اکبر خود گرفتهام به برم خداخـدا کنــم و بـه خیمهها ببرم اشک چشم دختـرم بر تـو ریزد در حـرم "قاسمم اي قاسمم" ***