نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای امیرالمؤمنین را یار یا اُمُّالبنین ای سراپا پاکی و ایثار یا اُمُّالبنین مکتب تو مهربانی، اسوهی تو فاطمه داری از او همچنان آثار یا اُمُّالبنین دامنت عباسپرور، همسرت مولا علی مرتضیٰخو، فاطمه رفتار یا اُمُّالبنین بهر فرزندان زهرا بعد زهرا مادری از تو آید، ای علی را یار یا اُمُّالبنین از تو برد عباس میراث وفا و عشق را تا که شد سقا و پرچمدار یا اُمُّالبنین زن، پدر نه، مادر ریحانههای فاطمه از محبت، از وفا سرشار یا اُمُّالبنین بوده ای چون حضرت زهرا غریب شهر خویش غربت قبرت کند اقرار یا اُمُّالبنین چهار فرزند تو در صحرای سرخ کربلا چهار شیر بیشهی پیکار یا اُمُّالبنین جعفر و عثمان و عونت، اَختر و عباس ماه بِین آل احمد مختار یا اُمُّالبنین خویش را پیوسته میخواندی کنیز فاطمه در حضور عترت اطهار یا اُمُّالبنین چهار فرزند شهیدت گشت تقدیم حسین در زمین کربلا هر چهار یا اُمُّالبنین چهار داغت بود بر دل، باز بود اشکت روان بر حسین آن رهبر احرار یا اُمُّالبنین بود نامت فاطمه، دردا که همچون فاطمه گریه کردی روز و شب بسیار یا اُمُّالبنین فاطمه از داغ پیغمبر، تو از داغ حسین سینه پُر از نالههای زار یا اُمُّالبنین میکشیدی با سرِ انگشت نقش چهار قبر میزدی آتش به دل صدبار یا اُمُّالبنین گریه کن یا فاطمه در ماتم آن فاطمه کز عدو پیوسته دید آزار یا اُمُّالبنین تو نخوردی سیلی از دشمن میان خانهات تو ندیدی صدمه از مسمار یا اُمُّالبنین دست تو سالم ولیکن بازوی زهرا شکست پیش چشم حیدر کرار یا اُمُّالبنین گریه کن ای مادر عباس بهر فاطمه ای روان اشک تو بر رخسار یا اُمُّالبنین * * * * دست شستم من ز جان خویشتن ای مغیره هر چه میخواهی بزن * * * * ای امید همه نومید شدی پسر فاطمه تأیید شدی دادهای با همهی سرداری به جهان درس برادرداری آب سهل است به من میبندند لیک سخت است به من میخندند * * * * دامن کشان رفتی، (دلم زیر و رُو شد)٣ چشم حرامی با (حرم روبهرو شد)٣ بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار ای (علمدارم)٣ آب به خیمه نرسید (فدای سرت)٣ حسین قامتش خمید (فدای سرت)٣
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد