نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مدینه شهر نبّی تربت چهار امام به قطعه قطعهی خاکت ز ما سلام اگر چه ساکت و آرام میرسی به نظر دلی نمانده که گیرد به یاد تو آرام مدینه مزار چهار امامی و قبر پنج تنی ز شش جهت به سویت حاجت آورم مدام **** مدینه دوای درد دو عالم ز گرد صحرایی سلام بر تو که آرامگاه زهرایی مدینه کاروانی سوی تو با شیون آوردم ره آوردم بود اشکی که دامن دامن آوردم مدینه گر به سویت زنده برگشتم مکن منعم که من این نیمه جان را هم به صد جان کندن آوردم مدینه یوسف آل علی را بردم و اکنون اگر او را نیاوردم از او پیراهن آوردم مدینه یک گلستان گل اگر در کربلا بردم ولی اکنون گلاب حسرت از آن گلشن آوردم مدینه در به رویم وا مکن چون یک جهان ماتم نیاورد ارمَغان با خود کسی امّا من آوردم ****** دشت و شب و طفل نابلد واویلا گر دست حرامی برسد واویلا پهلوی سه ساله و لگد واویلا *** کنار علقمه تماشاییام خجل از این منسب سقاییام که آبی ندارم، که آبی ندارم جوابی ندارم، جوابی ندارم دیگر مرا سقا نخوانید چشم انتظار من نمانید سیلاب اشکم راه صحرا گرفت علقمه بوی عطر زهرا گرفت نشسته کنارم، نشسته کنارم دگر غم ندارم، دگر غم ندارم کمک کن ای درمان دردم برخیز عمو دورش بگردم واویلتا آه و واویلا واویلتا آه و واویلا کنار علقمه غوغاست مادر سرم بر دامن زهراست مادر ز پشت پردهی خونین چشمم کبودی رخش پیداست مادر (زهرا جان)۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد