
یه ناله کن که نالهتم بابا رو زنده میکنه چشماتو وا کن و ببین (حرمله خنده میکنه)2 (تو خیمهها منتظره با آه و ناله مادرت)2 خودت بگو چطور بگم این تو و اینم اصغرت حاجی شش ماههی من بابا رو شرمنده نکن وقتی گلوت تیر میخوره (به روی من خنده نکن)2 ((لالای اصغر بیشیرم)3لالای من بی تو میمیرم)3 (برای دست و پا زدن بذار برات چاره کنم راحت میشی تا بند این قنداقه رو پاره کنم)2 مادر تو شیر نداره تو که اینو خوب میدونی پس چرا هی زبونتو (دور لبت میچرخونی)2 ((تو اینقدر گریه نکن هیچ کسی آبت نمیده)2 (به غیر تیر حرمله کسی جوابت نمیده)2)2 لالای اصغر بیشیرم