نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه خواهر دلخون زِ راه اومده با قلبی پریشون با غصّۀ هجرون با چشمی پر از اشکو آه اومده آخه نداره دیگه صبر و قرار با قلبی پُر از غم، با اشکای نم نم فقط داره شوقِ زیارت یار روزی که سفر کرد، چه آرزوها داشت رو لب نواهایِ، رضا یارضا داشت دلش بیقراره، برایِ برادر ولی نداره دیگه تابِ سفر به در شده خیره، دوتا چشم خیسش شاید بیارن از آقاش یه خبر (واویلتا، واویلتا، واویلتا، واویلا) 2 *** میدونی چقدر سخته دلواپسی میدونی که سخته، چقدر بیقراری اگه که باشی چشم به راهِ کسی با قلبی پُر از حزنو ناله بگو آئینۀ زینب، برایِ ما امشب از روضۀ یاسِ سه ساله بگو بگو به شبِ غصّههاش سحر اومد بگو باباش اومد، ولی با سر اومد چی میشه برامون، تو روضه بخونی بخونی از اون قامتِ کمونی بگو برامون از، اون چشمایِ نیلی بخون از اون لبهایِ خیزرونی (واویلتا، واویلتا، واویلتا، واویلا) 2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد