نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یک ساله از تو دورم و بییاورم تنهایی سخته، مهربون برادرم ازین جدایی خواهرت، جون به لبِ شاید رسیده لحظههایِ آخرم بیتو ببین دق کردم از دلواپسی محنت کشیدم شب و روز، از بیکسی طاقت نداشتم بمونم تو مدینه نمونده بعدِ تو برام همنفسی سرت سلامت دارم میرم بدونِ تو، عزیز برادر سلام میدم از طرفت، محضر مادر دعایی کن آروم بشم، این دمِ آخر حالا یه بغض سنگینِ تویِ صدام اگرچه ندیدنت سختِ برام خدا رو شکر ندیدم اینجا سرتو به رویِ نیزه بزنن جلو چشام خدا رو شکر ندیده اینجا خواهرت جای سمِ اسبارو رویِ پیکرت میسوزنه دلم رو حتی فکرشم سخته ببینم خنجرو رویِ سرت ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد