نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یُغشیٰ عَلَیها و ذابَ لَحمُها اُمّ ابیها یُغشیٰ عَلَیها مکسورِ ضِلعُها اُمّ ابیها ساعةً بعدَ ساعة مادرم از هوش میره وایِ من خون محسن داره از پهلوش میره اگه پشت در هیزمی بوده همه چی زیر سر دوّمی بوده مادرم بین آتیش و دوده همه چی زیر سر دوّمی بوده یا حَیّ و یا قَیّوم یا حیدر یا حیدر یا مظلوم... ***** وای از مدینه فضّه یه کاری کن زینب نبینه وای از مدینه گوشوارههاش هنوز روی زمینه ساعةً بعدَ ساعة میخ در هی داغ میشه تازه بعد میخ در نوبت شلّاق میشه چادر خاکی رُو سرش میسوخت محسن ابن علی با مادرش میسوخت بین نامردها معجرش میسوخت محسن ابن علی با مادرش میسوخت ... میسوزه در بسوزه میخ در میسوزه داره مادر با پسر میسوزه میسوزه ***** سالار زینب میسوزه خیمهها، بیچاره زینب با دست بسته راهی کوچه و بازاره زینب ساعةً بعدَ ساعة روضهها شد مکشوفه بدتر از وضع شامه شب زندان کوفه بین نامحرم عمّهی سادات چند ساعت دم دروازهی ساعات رُو به قبله شد عمّهی ساعات ... عمّه جانم، عمّه جانم عمّه جانِ قدکمانم عمّه جانم، عمّه جانم عمّه جانِ نگرانم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد