نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گریه میکنه یه مادر مرثیه خون با رباب گهواره رو میده تکون گریه میکنه وقتی که میشنوه حرم ناله میزدن به خیمه ها آب برسون تشنه کنار دریا آبی نخوردی آخر تو سربلندم کردی شیرم حلالت مادر آب از خجالت تو آب شد مشکت شرمنده رباب شد تشنه بودی و نخوردی از آب فرات تشنه جون دادی بمیره مادرت برات تیر حرمله نزاشت به خیمه برسی ماه من بگو چی اومده سر چشات وقتی جلو چشات بود عکس لبای اصغر بی آب نرفتی خیمه شیرم حلالت مادر رفتی تو خیمه قحط آب شد بی تو زینب راهی مجلس شراب شد حرف غیرتت شده زبون زد همه غیرتو چه خوب نشون دادی تو علقمه آرزومه که منو شفاعتم کنی روز محشرت که هستی پیش فاطمه الحق که عباسیو بودی قد یک لشکر بودی پناه زینب شیرم حلالت مادر بعد از داغت واویلَتا شد بعد از تو زینب بیپناه شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد