
گرفته آتیش همه وجودم زده شرر زهر به تار و پودم روی لب من رسیده جونم این دَم آخر روضه میخونم روضهی تلخ کوچه و مادر و دست بیحیا من ندیدم ولی سوزوند قلب منو اون کوچهها لبریز درد و لبریز آهم غریبم و شد سامرا قتلگاهم مسموم وا اماما، مظلوم وا اماما... رفته قرارم، چشم انتظارم مهدی بیا که تمومه کارم شبیه پاییز زرد و خزونم با لب تشنه روضه میخونم روضهی شمر و خنجر و حنجر سیّدالغریب من نبودم اونجا ولی بُرده ازم صبر و شکیب لبریز درد و لبریز آهم به یاد جدّ غریب و قتلگاهم مظلوم وا حسینا، مظلوم وا حسینا... اَلا امید شیعه کجایی؟ واویلتا از غم جدایی ماه مدینه، یوسف زهرا به حقّ مادر اَلعجل آقا صاحب شمشیرِ علی، منتقم خون خدا دلخوشیِ مستضعفین، مهدیِ فاطمه بیا منتظر تو دیده به راهیم اگرچه غرق معصیت و گناهیم عجّل بقیةالله، عجّل بقیةالله...