
اَباصالح، عزاداری لباسِ غم به تن داری شده کارِ، تو صبح و شب (بمیرم، گریه و زاری) ۲ توکه داری، غمِ دنیا امیرِ بیکَس و تنها شدی حالا، تو دلخون و (پریشان از غمِ بابا) ۲ (یه دل تو سامرا، یه دل تو کربلا) ۲ (با ذکرِ یازهرا) ۲ (حسن، مظلوم، حسن، مسموم) ۲ (یه دل تو سامرا، یه دل تو کربلا) ۲ (با ذکرِ یازهرا) ۲ به تَن دارم، هنوز آقا لباسِ مشکیِ خود را همه دارو، ندارِ من فدای مادرت زهرا (غمِ محسن، به دل دارم) ۲ که باشی تو خریدارم برای بابِ تو امشب (به لطفِ تو عزادارم) ۲ (ما با تو آقاییم، ما عَبدِ مولاییم سربازِ زهراییم) ۲ (شهید، حسن، غریب، حسن) ۲ یه دل تو سامرا یه دل تو کربلا (با ذکرِ یازهرا) ۲ شنیدم من، که بابایت (غریب و تشنهلب بوده) ۲ کنارِ حجرهی غمها شبی در تاب و تَب بوده تو و چشمانِ گریانت تو و حالِ پریشانت کنارش گریه میکردی (برای جَدِّ عَطشانت) ۲ ای وای از کربلا، در گودی شد غوغا بَر سَر میزد زهرا (شهید، حسین، غریب، حسین) ۲ یه دل تو سامرا، یه دل تو کربلا (با ذکرِ یازهرا) ۲ تو هم در کودکی آقا عزادارِ پدر بودی یتیمی هم، نَصیبت شد از این غَم شعلهوَر بودی پدر بوده دَمِ آخر به یادِ روضهی مادر کنارت گریه میکرده (برای محسنِ پَر پَر) ۲ این ماتَم شد بسیار، وای از داغِ دیوار ای وای از آن مسمار (حسن، مظلوم، حسن، مسموم) ۲ (یه دل تو سامرا، یه دل تو کربلا) ۲ (با ذکرِ یازهرا)