
زمین گریه کرد و سَماء گریه کرد عزا گریه کرد، سامرا گریه کرد بَر آن دل که آتش گرفته چو شمع غریبانه زَهرِ جَفا گریه کرد (اَمان اِیاَمان، یا اِمامِ زمان) ۴ عزادارِ او، حُجَّتِبنِالحسن شده نوحهخوان و شده سینهزن بشویَد گُلی با گلابِ دوعِین به خورشیدِ عالَم بپوشد کَفَن (اَمان اِیاَمان، یا اِمامِ زمان) ۴ مَهِ آسمان، کُنجِ زندان کجا حِصارِ سِتَم، نورِ قرآن کجا کسی که جهانی به فرمان اوست به بَستر کجا، دستِ لرزان کجا (اَمان اِیاَمان، یا اِمامِ زمان) ۳ چو شمعی که در، نیمهشب گریه کرد ز سوزِ غمش، تابوتَب گریه کرد لبِ تشنهاش، آب خورده ولی به یادِ شَهِ تشنهلب گریه کرد (اَمان اِیاَمان، یا اِمامِ زمان) ۳