زهر افتاده به جان جگرم مهدی جان
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن4
بازدید2.8K
زهر افتاده به جان جگرم، مهدی جان لرزه انداخت زِ پا تا سرم، مهدی جان به لبِ خشک پدر آبِ گوارا برسان که من از سوزِ عطش شعلهورم، مهدی جان قدحِ آب همین که به لبم شد نزدیک غمِ لبهای حسین زد شررم، مهدی جان قبل از آنی که به دل زهر اثر بگذارد کشته از صحنۀ دیوار و درم مهدی جان ***