
کی میتونه غیر حسن کار کرامت کنه سه دفعه کل هستیشو بذل و عنایت کنه کی میتونه غیر حسن بدون جنگ و جدل دشمنو با صلح خودش اسیر ذلت کنه چه با تدبیره، با صوت صبرش پیروزه برای دشمن سکوتش آتش افروزه چه غوغا میشه به کف میگیره شمشیرو به وقت جنگش قیامت میشه یک روزه جگر داره، ضربههاش خطر داره یل کراره، اینم اثر داره همه فهمیدن پس از جمل اینو در افتادن با تو دردسر داره مولانا، جان حسن ***** کی میتونه غیر حسن عزیز زهرا بشه توی نبردا یه تنه مثال مولا بشه کی میتونه غیر حسن اونقده زیبا باشه وقت عبورش تو کوچه همیشه غوغا بشه همه میدونن تو مدینه سفره داره کریمی که از دو دستش برکت میباره صدا آوازهاش پیچیده تو کل دنیا همین آقا که تو میدون شیر کراره کرم داره، حیدری جنم داره توی لشکر علی علمداره این آقا که ذکر حیدرو داره تو دستاش ذوالفقار رو کم داره مولانا، جان حسن