
حسین حسین حسین... کربلا کربلا کربلا... کرمت دست نینداخت مرا، دست گرفت طیبالله به این فُلک نجاتی که رسید کربلا کربلا کربلا... چه خوبه کربلا مخصوصاً غروب کربلا اگه دلت گرفت درداتو بگو به کربلا کربلا کربلا کربلا... رو به حرم، رو به حسین حالم تو کربلا خوبه حسین رو به حسین، رو به حرم عالَم رو میذارم پشت سرم چه خوبه کربلا مخصوصاً غروب کربلا اگه دلت گرفت درداتو بگو به کربلا کربلا کربلا کربلا... من که از مادر خود تا به ابد ممنونم که سپردست مرا دست اباعبدالله خوش به حال همهی ایل و تبارم به خصوص خوش به حال پدرم چون پسرش نوکر توست گذرم تا به در خانهات افتاد حسین خانه آباد شدم، خانهات آباد حسین یا ابوفاضل آقای من... یا ابوفاضل، ابوفاضل ابوفاضل... ابوفاضل ابوفاضل...