کدام قافیه را بر تو انتخاب کنم که شعر را اثری ناب ناب ناب کنم بگو چگونه کرامات را حساب کنم مگر به ذکر تو بنشینم و ثواب کنم جزای ماست اگرچه بهشت خویش ولی بهشت ماست حسن فاطمه حسین علی برای نام خدا استعارهای زهرا تو مریمی و تو هاجر، تو سارهای زهرا اگر که ماه علی شد ستارهای زهرا برای گمشدگان، راه چارهای زهرا بیا و فکری برای حلاوت ما کن و چارهای تو برای زیارت ما کن هلاک نور تو قبله است بر بهشتیها و چادر تو شده قبلهی کنشتیها دعای توست به موج بلا، چو کشتیها به ما بتاب در این روزگار زشتیها بخواه صحن نجف با تو روبهراه شویم که در کنار ضریحش فقط نگاه شویم زمان به لطف دم تو ثبات را دیده زمین به مهر تو آب حیات را دیده میان سفرهی تو سور و سات را دیده و بی تو در همه جا مشکلات را دیده اگر که رو به سویت میکنند معصومین گره به دست تو وا میشود به قطع یقین به دست توست اگر مبدأ و سرانجامم خوشا به لحظهی آغاز وقت فرجامم خوشا که صید تو هستم خوشا بر این دامم که با ولای علی جان توست، خوش نامم منی که مسخ شدم در بر مرام علی علی امام من است و منم غلام علی علی قرار دو عالم، تویی قرار علی زره فقط نه که هستی، تو ذولفقار علی همه به ذکر تو هستند در مدار علی تو اذن دادهای باشیم پای کار علی دلم کنار تو میل گل و چمن نکند من و جدا شدن از کوی تو خدا نکند میان مجلسی و بشنوی صدایم را بیا و پس به اجابت رسان دعایم را تکان نده ز کنار حسین جایم را حواله کن سه شب قدر کربلایم را بیا چشمهی عشاق را کویر نکن مرا به اشک برای حسین سیر نکن