نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(کارم به التماس کشیده)2 رومو زمین نزن بلند شو (من اسم اعظم خدامو تو رو قسم به من بلند شو)2 پاشو علمدارم ببین، که پرچمم رو زمینه راضی نشو که اشکمو، لشکرِ کوفی ببینه دست نداری که بگم، دستت و میگیرم پاشو (قُوَّت زانوی منی، میدونی میمیرم پاشو)2 (داداش! پاشو به جونِ من پاشو، کمرم و نشکن)2 (یادته بابا روز آخر دستِ منو گذاشت توو دستت زینب و دستِ تو سپرده خوش غیرت من، پس کو دستت)2 بزار درآرم این تیرو، ببینی حال و روزمو خونِ چشاتو پاک کنم، ببینی اشک و سوزمو تو پا نشی رباب پیشِ، شیش ماهه شرمنده میشه (بازوتو رو زمین نزن، جسمت پراکنده میشه)2 سقا تشنه! لبِ نهری أَلان إنکَسَرَ ظَهرِی (بیغیرتایی که تا الان از چشمِ تو حساب میبردند تا که چشاتو بستی دیدم سمت حَرَم طناب میبردند)2 با این سهشعبه قامتِ، منو شکسته حرمله پاشو ببین که خیمه آخ، افتاده دست حرمله من تا عَمودِ خیمهتو، پایین کشیدم خواهرم یه گِرهی اضافه زد، به روسریه دخترم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد