برا مَشک و عَلمت گریه کنم برا دستِ قلمت گریه کنم پهلوونِ من برای صورت و خونِ روی پرچمت گریه کنم گریه میکنم برات گریه زیاد کی میگه گریه به مردا نمیاد؟ تو زمین خوردی و خوردم زمین میخنده لشکر إبنِ زیاد زدنت عبّاس، میزنم ناله عَلم افتاده زمین و شمر خوشحاله آخرین کارش توی گوداله عَلم افتاده زمین و شمر خوشحاله چجوری غمت رو باور بکنم چشمِ دَرهمت رو باور بکنم قدبلندِ هاشمی آخه چطور بدن کَمت رو باور بکنم؟ پیش هم بچینم اعضای تو رو پیش بازوهات دستای تو رو من دیگه فکر نمیکردم وای که بخوان قطع کنن پای تو رو صورتت واسهم کاشفالکربه به همین صورتِ حیدری زدن ضربه بیهوا خوردی وای از این حربه به همین صورت حیدری زدن ضربه