نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

الا مادر به قربون جمالت ... رخ چون بدر و ابروی هلالت ... شنیدم کام عطشان جان سپردی ... گل ام البنین ، شیرم حلالت ... چشمم زدن تو علقمه آب آورو ازم گرفتن ... چشمم زدن نه یک نفر ، یه لشکرو ازم گرفتن ... چشمم زدن پناه اهل خیمه رو ازم گرفتن ... اصلا ای کاش نمی گفتم پاشو مشکو بردار برو ... اصلا ای کاش که می مردم نمی دیدم داد تو رو اصلا ای کاش خودم می رفتم تو می موندی توی این حرم ... شد علقمه غوغا ، پاشو عباس ... به مادرم زهرا ، پاشو عباس ... جلو چشم دشمن ، بده داداش ... نذار منو تنها ، پاشو عباس ... سقای تشنه ی حرم ... ***** چشمت زدن که با سه شعبه چشم نازتو دریدن .. چشمت زدن وگرنه دستاتو بگو چه جور بریدن ... چشمت زدن که روی خاک علقمه تو رو کشیدن .. اصلا ای کاش نمی گفتی میرم بر می گردم با آب اصلا ای کاش که می مردم پاشو این جور آروم نخواب ... اصلا ای کاش پاشی برگردی ، خیلی نگران خواهرم جلو چشم دشمن ، پاشو عباس ... با طعنه می خندن ، پاشو عباس ... دستتو قطع کردن ، پاشو دست زینبو می بندن .. سقای تشنه ی حرم ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد