نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خودمو نمیبخشم کاش بهت مشک و نمیدادم تو علقمه که افتادی منم تو خیمه افتادم آه عمو ابالفضل داری دیر میکنی تو هر ثانیه یک عمر منو پیر میکنی تورو خدا پاشو بیا تو بلدی راشو بیا رباب داره دق میکنه میشنوی لالاشو بیا **** عمود خیمت افتاده با دستای خوده بابا که از داغ جوونش هم شکسته تر شده بابا آه عمو ابالفضل کسی آب نمیخواد خودت بیا، به چشما دیگه خواب نمیاد عمه صدا زد گره معجرا رو محکم کنید باید که تا دیر نشده النگوها رو جمع کنید **** نباشی حرمت ما رو دیگه نگه نمیدارن تو دستت رو زمین اما اینا دستِ بزن دارن آه عمو ابالفضل تا زندم همیشه دلم برای چشمات به خدا تنگ میشه خدانگهدار عزیزم ای قمر نیزه نشین میرسونم سلامتو به مادرت ام بنین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد