نظرات
1 نظر ثبت شده

سیدحسین حسینی کاربر
ممنون از لطف و زحمات شما
۵ دی ۱۴۰۲

چشماته خیره به یک سو بیداری این شبا بانو دستی روی زانو دستی روی پهلو شرمندهی پیمبرم تا قیامت خون میباره چشم ترم تا قیامت شد قاتلم حکایت در و دیوار شد قاتلم ردّ خون روی مسمار شد قاتلم کبودیِ بازوی یار باز امشب تو گوش زینب باز امشب توی تاب و تب میخونی تو گوش زینب جونِ تو و جونِ شهیدِ تشنهلب دلنگرونیت برای حَسنینه، حَسنینه، حَسنینه ماتمِ تو گریههای حَسنینه، حَسنینه، حَسنینه دلواپسی برای حکایتِ زینب دلواپسی برای غربتِ زینب دلواپسی واسه اسارتِ زینب
1 نظر ثبت شده

ممنون از لطف و زحمات شما