نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پدرم اگر اباالعجائبه پس منم بِنتُ العجائب هستم پدرم شیرِ خدا بود و من هم اسدالله الغالب هستم من غالبِ کل عالمم زینبم من فاطمه رو نائبم زینبم بعد کربلا منم امام النّاسم من جمعِ حسین و حسن و عباسم مریم و هاجر آسیه با هم خیلی مقام دارن تو جنت الاعلا این چارتا که هستن عالم کنیزاشون هستن کنیز تو یا زینب کبری زینب زینب... پدرم با یه ضربه مرحبو کشت من با یه خطبه یزیدو کشتم پدرم دست خدا بود و الان قدرت حیدره توی مشتم مشتامو گره کردم و فریاد زدم من بود که سر یزید داد زدم دیدن همه که یزید حیرتزده شد از ترس صدای من وحشتزده شد بین همه دنیا خشم تو معروفه اوصاف حیدر میشی تو موصوف تاریخ خراب کردی شامو بهت میگه زلزله شام و زلزلهی کوفه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد