نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وقت لرزیدن پایههای منبره اینکه خطبه میخونه، مگه پیمبره به شک انداخته دل تموم عالَمو نمیدونه کسی زینبه یا حیدره دلش دریاست، سَرش بالاست علمدار، بعد از ظهر عاشوراست جسورانه، چه مردانه قدم بر میداره، انگاری مولاست تَشَر زد وقتی، به اِبنِ مَرجانه خیلی ذوالفقارانه گفتند: این کیه اینقدر، مثل شاه مردانه عالمو به هم ریخته، مثل مادرش زهرا برمیگرده از کاخ، کوفه قهرمانانه (جان زینب)۳ شَهپَرِ روحُ الاَمین، نقاب زینبه همه جا صحبت از، حجاب زینبه اونکه اسمش، دل لشکرو میلرزونه ابو فاضله که پاش، رکاب زینبه چه با هیبت، چه با شوکت قدم بر میداری، خیلی با عِزَّت شبیه مادّه، شیری که میترسند حتی، یه لشکر از سایت به جرأت میگم دروغ این حرفا اينکه دختر مولا چادرش به غارت رفته، تو روز عاشورا باورش برام سخته، کی وجودشو داره لحظهای بیاد دستش سمت زینب کبری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد