نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پای غمت، گیرم حسین، نوشتهی کتابِ تقدیرم حسین (آخر یِک شب تو روضه میمیرم حسین)۲ هرشب باید مجنونت شم، لیلا کیه؟ لیلا تویی، قربونت شم بی سر و بی سامونت شم کاشکی یک شب کربُبَلا مهمونت شم جانم حسین ... (پا روضه هاش قلبم گرفت، قابِ چشمامو بارونِ نم نم گرفت گفتم حسین، گریم گرفت، اونقد مردِ که دست نامَردَم گرفت )۲ هرشب باید مجنونت شم، لیلا کیه؟ لیلا تویی قربونت شم بی سر وبی سامونت شَم، کاشکی یک شب کربُبَلا مهمونت شم جانم حسین ... بی رمقی وُ بیحالی، پیش چشم مادر میونِ گودالی میجنگی با دست خالی، ای تشنه لب، ای بی کفن، ای یار عالی (ای محروم از آب فرات، از تشنگی دیگه نمیبینه چشات) ۲ ای وای ای وای خشک لبات، کُشتَنِت با ذکر سلام و صلوات یومٌ علی سَدرِ نَّبی، حالا به خاک افتادی وتشنه لَبی تو زیر پایِ مرکبی، زینب گرفتارِ یه عده اجنبی (یومٌ علی وَجهِ السَّرا، ای وای من سر را بریدن از قفا )۲ زینب به گریه زد صدا، واوِیلَتا هذا حسینٌ بِالغَرا ... یومٌ علی سَدرِ نَّبی، یومٌ علی وجهِ السَّرا، هذا حسینٌ بِالغَرا... ای کشتهی، لب تشنهی، کربُبلا... حسین ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد