نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رفع خطر زقتلگاه کن (پسرم)۳ رحم به اهل خیمه ها کن پسرم میاد صدای پای قاتل پسرم پشت سرت رو هم نگاه کن پسرم اومدم اما قتلگاه جا نیست به روی سینه که جای پا نیست سینه و چکمه نفسات تنده میبُره اما خنجرش کنده وای وای وای وای وای بُنَیَّ کرب و بلا با آفتابش پسرم تشنگی که نشد جوابش پسرم قربونی رو که سر میبرن پسرم نمیکشن تا ندن آبش پسرم وقتی عمامه ات از سرت افتاد وسط مقتل مادرت افتاد چادر مادر فرش گودال شد زیر این نعل ها هی لگد مال شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد