نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پاشو تکیهگاه من رفتی و پاشیده از هم همهی سپاه من شد شکسته کمرم پاشو توی خیمه منتظر به راهه دخترم رو خاکا، افتادی و دست نداری علمدار من بلندشو، ماهِ حرم، دیگه کی میشه غمخوار من؟ چهجوری کشتنت مگه؟ وا شده از هم بدنت علقمه بوی خون میده، چه نامرتّبه تنت ابوفاضل... دامنکشان رفتی دلم زیر و رو شد دلم زیر و رو شد، دلم زیر و رو شد چشم حرامی با حرم روبهرو شد حرم روبهرو شد، حرم روبهرو شد بیا برگرد خیمه، ای کس و کارم منو تنها نذار ای علمدارم آب به خیمه نرسید فدای سرت حسین قامتش خمید، فدای سرت باور نکردم با صورت زمین خوردی ای ساقی چیزی از اون قامت پهلوونیت نموند باقی اباالفضل... سقّا، اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل، ابوفاضل... درآوردم، تموم تیرها را از تنت اما سهشعبه بین چشمت گیر کرده درنمیآید یکباره پُر شد کاسهی صبرم اباالفضلم آن دَم که دیدم کاسهی چشم تو خالی شد سقّا، اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل، ابوفاضل... واویلا به کربلا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد