روی لبم واویلا، کسی ندیده توی دنیا که با لبای تشنه سقّا بمیره در کنار دریا یار و علمدار من، منو نذاری تنها ای کاش به فکر غصّههای من باش، یه کاری کن غریبم داداش اباالفضل اباالفضل... پاشو ببین ای سقّا که نقشهها دارن این لشکر میان به پشت خیمه آخر، برای نبش قبر اصغر از سر نِی میبینی داره میره خرابه زینب به دست و پاش طنابه زینب تو مجلس شرابه زینب دستای نامحرمها بلند میشه به روی زینب یه بغضه تو گلوی زینب آتیش میگیره موی زینب ابوفاضل ابوفاضل... **** صدای خیمهها، آب آب آب صدای بچهها، آب آب آب رقیه مَشک آورده میگه: عمو تو رو خدا آب، آب، آب عمو جونم، داداش اصغرم داره میمیره عمو جونم، ربابه سه روزه که بیشیره عمو جانم، بیا مَشکو بردار که دیره **** آب به خیمه نرسید فدای سرت حسین قامتش خمید فدای سرت گوشوارهها کشیده شد، فدای سرت معجرا دریده شد، فدای سرت